أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

252

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

معصيت ايشان با تو آيد بلكه تكليف ايشان بر ايشانست و و بال ضرر « 1 » فعل ايشان بر ايشان ، ترا جز تكليف خود نيست و مؤمنان را بر جهاد كردن تحريص كن تا ايشان به ثواب مجاهدان رسند شايد كه خداى تعالى دست ظلم و عناد كافران از تو كوتاه گرداند و دست ترا بريشان دراز گرداند و ترا بر ايشان مسلّط ، و [ عسى ] طمع را بود و چون خداى تعالى كسى را در طمع اندازد لازم بود كه مطموع او به دو رساند و اين بكرد و دست ايشان كوتاه گردانيد و بأس و كارزار ايشان دفع كرد روز بدر كوچك كه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم صحابه را بر قتال تحريض « 2 » كرد ايشان تثاقل و تكاسل مينمودند بر نشست و با هفتاد سوار بيرون رفت ابو سفيان شنيد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون آمد بترسيد و خداى تعالى ترس در دل او افكند بر گرديد و با مكّه شد و گفته‌اند كه : اين ر حديبيه بود آنجا كه خداى تعالى گفت : « وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ » و گفته‌اند كه : آيت مخصوص باهل ذمّت است كه قبول جزيت كردند و گفته‌اند كه : اين وعده هنوز نبوده است آنگه باشد كه صاحب الزّمان عليه السّلام بيرون آيد خلاف بر خيزد و دين يكى شود و كفر مقموع و مقهور گردد و دين خداى تعالى بر همهء دينها ظاهر شود چنان كه گفت : ليظهره على الّدين كلّه ، يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما [ وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً ] و خداى جلّ جلاله بأس او و قوّت و شدّت او سخت‌ترست و نكال و عقوبت كردن او عظيمتر آنگه فرمود [ مَنْ يَشْفَعْ شَفاعَةً ] مراد به [ شفاعت نيك ] دعاى خير است و به [ شفاعت بد ] دعاى بد ، مؤمنان يكديگر را دعا كردندى و جهودان يكديگر را نفرين ، گفت : هر كس كه او دعاى نيكو كند او را از آن نصيبى باشد و هر كه دعاى بد كند او را هم از آن نصيبى بود در خبرست كه چون مؤمنى ديگرى را دعا كند در غيبت فرشتگان گويند ، بدأ اللّه بك ؛ خداى تعالى به تو ابتدا كناد و چون نفرين بنا حق كند آن نفرين با او گردد و اگر او نيز مستحقّ آن نباشد با جهودان گردد . و از محمّد باقر عليه السّلام روايت است كه : كفل وزر است مجاهد گفت : مراد به [ شفاعة حسنه ] وسيلت است و آنكه شفاعت كند براى كسى ديگر تا او را از بند رها كند يا در حقّ او مكرمتى

--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديمى و غالب نسخ و در يك نسخهء متصرف فيها : « و و بال و ضرر » ( بواو عطف ) . ( 2 ) - كذا در تفسير ابو الفتوح و در نسخ اين تفسير : « تحريص » بصاد مهمله و هر دو مفيد يك معنى است .